به گزارش نرخ روز، مقام‌های نظامی و اطلاعاتی غرب هشدار می‌دهند که تهدید اصلی برای ناتو ممکن است نه در طول جنگ اوکراین، بلکه در سال‌های پس از اتمام آن پدیدار شود. سناریوی مطرح‌شده در این زمینه، حمله‌ای مستقیم و گسترده به ناتو نیست؛ بلکه اقداماتی محدود و مبهم، مانند ایجاد ناآرامی در مناطق روس‌زبان کشورهای بالتیک و سپس مداخله روسیه به بهانه حفاظت از آن‌هاست. این اقدام می‌تواند پیش از رسیدن اعضای ناتو به توافق بر سر واکنش، واقعیتی جدید ایجاد کند. سال ۲۰۳۰ به یک نقطه عطف در برنامه‌ریزی دفاعی اروپا تبدیل شده است. ارزیابی‌های اطلاعاتی گوناگون نشان می‌دهند که روسیه ممکن است طی سه تا هشت سال بتواند بخش مهمی از توان نظامی خود را بازسازی کند. مسکو هم‌زمان با ادامه جنگ، بخشی از تجهیزات نظامی را ذخیره کرده و ظرفیت تولید تسلیحات خود را افزایش داده است. همچنین، هدف افزایش شمار نیروهای فعال ارتش به ۱.۵ میلیون نفر را دنبال می‌کند. در مجموع، جنگ اوکراین ساختار روابط خارجی روسیه را تغییر داده و وابستگی آن به چین و همکاری با کشورهای منزوی را افزایش داده است. بااین‌حال، برخی تحلیلگران تأکید دارند که سال ۲۰۳۰ لزوماً تاریخ حمله روسیه نیست، بلکه بیشتر یک ضرب‌الاجل برای غرب است تا پیش از بازسازی کامل توان روسیه، ظرفیت دفاعی خود را تقویت کند. پایان جنگ اوکراین نیز می‌تواند این روند را تسریع کند، زیرا منابع روسیه از میدان جنگ آزاد شده و به بازسازی ارتش اختصاص خواهد یافت. در نتیجه، سال‌های منتهی به ۲۰۳۰ برای ناتو فرصتی برای تقویت بازدارندگی متعارف تلقی می‌شود؛ فرصتی که با گذشت زمان و بازسازی توان نظامی روسیه، محدودتر خواهد شد. جمع‌بندی نرخ روز مقام‌های غربی درباره خطر احتمالی برای ناتو پس از جنگ اوکراین هشدار می‌دهند که شامل اقدامات محدود و مبهم روسیه در کشورهای بالتیک است. سال ۲۰۳۰ به عنوان یک ضرب‌الاجل برای غرب مطرح شده تا پیش از بازسازی کامل توان نظامی روسیه در سه تا هشت سال آینده، دفاع خود را تقویت کند. روسیه در حال افزایش تولید تسلیحات و هدف‌گذاری برای ۱.۵ میلیون نیروی فعال ارتش است و پایان جنگ اوکراین می‌تواند این روند بازسازی را تسریع کند.