یکی از دلایل اصلی تأثیر متفاوت افزایش نرخ بهره بر بورس آمریکا، ساختار هزینه‌ای شرکت‌های بزرگ فناوری است. برای شرکت‌های تولیدکننده تراشه و هایپراسکیلرها، هزینه بهره سهم نسبتاً کمی از کل هزینه‌ها را تشکیل می‌دهد و به همین دلیل افزایش نرخ بهره فشار مستقیمی به اندازه شرکت‌های کوچک‌تر به آن‌ها وارد نمی‌کند.

این وضعیت این پرسش را مطرح می‌کند که آیا سیاست پولی فدرال رزرو به اندازه کافی محدودکننده بوده است؟ بخشی از تحلیل بازار نشان می‌دهد که افزایش‌های اخیر نرخ بهره هنوز نتوانسته شرایط مالی را به طور معناداری سخت کند.

این موضوع تنها به سیاست پولی آمریکا محدود نمی‌شود. در حالی که نرخ بهره فدرال رزرو افزایش یافته، بسیاری از بانک‌های مرکزی دیگر با سرعت کمتری نرخ‌های خود را بالا برده‌اند یا همچنان فاصله‌ای میان نرخ‌های سیاستی خود و نرخ فدرال رزرو دارند. در نتیجه، در سطح جهانی هنوز می‌توان شرایط مالی را نسبتاً تسهیلی ارزیابی کرد.

به این ترتیب، افزایش نرخ بهره لزوماً به معنای فشار یکسان بر تمام بازار سهام نیست و واکنش شرکت‌ها تا حد زیادی به میزان وابستگی آن‌ها به تأمین مالی، ساختار هزینه‌ها و شرایط مالی جهانی بستگی دارد.