به گزارش نرخ روز، اقتصاد ایران در دهههای اخیر در محیطی پیچیده و تحت فشارهای مداوم داخلی و خارجی فعالیت کرده است. تحریمهای اقتصادی و مالی، محدودیتهای تجاری و سرمایهگذاری، نوسانات بازار جهانی انرژی و چالشهای ساختاری اقتصاد کلان، همگی بر مسیر توسعه کشور تأثیرگذار بودهاند. با این وجود، اقتصاد ایران در این دوره صرفاً تحت فشار نبوده، بلکه تجربهای قابل توجه از سازگاری، بازآرایی ظرفیتهای تولیدی و تلاش برای حفظ فعالیتهای اقتصادی را نیز پشت سر گذاشته است. در چنین شرایطی، مفهوم «تابآوری اقتصادی» چارچوب مناسبی برای تحلیل وضعیت اقتصاد ایران فراهم میکند. تابآوری اقتصادی به توانایی یک کشور برای مقاومت در برابر شوکها، سازگاری با شرایط متغیر، بازیابی ظرفیتهای آسیبدیده و ایجاد مسیرهای جدید برای رشد و توسعه اشاره دارد. از این منظر، ارزیابی اقتصاد ایران نباید صرفاً بر میزان آسیبپذیری آن در برابر فشارهای اقتصادی متمرکز باشد، بلکه باید ظرفیتهای سازگاری، منابع موجود و فرصتهای بالقوه آن را نیز در نظر بگیرد. یکی از ویژگیهای قابل توجه اقتصاد ایران، تداوم فعالیت بخشهای مختلف اقتصادی در شرایط محدودیت دسترسی به منابع مالی بینالمللی، فناوری، سرمایهگذاری خارجی و برخی بازارهای صادراتی است.
این شرایط، فعالان اقتصادی و بخشهایی از ساختار تولید کشور را به سمت یافتن راهکارهای جایگزین، توسعه ظرفیتهای داخلی و بازتعریف مسیرهای تجاری سوق داده است. در حوزه تولید صنعتی، توسعه برخی صنایع داخلی از جمله صنایع غذایی، دارویی، پتروشیمی، فولاد، سیمان و تجهیزات صنعتی، بخشی از ظرفیتهای اقتصادی کشور را شکل داده است. همچنین، گسترش توان فنی و مهندسی در حوزههایی مانند ساخت تجهیزات، پروژههای عمرانی و خدمات تخصصی، نشاندهنده بخشی از ظرفیت انباشتشده در اقتصاد ایران است. این توانمندیها در شرایط محدودیت دسترسی به برخی منابع خارجی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. آمارهای تجارت خارجی نیز تصویری از تداوم فعالیت اقتصادی و سازگاری تجاری کشور ارائه میکنند. بر اساس آمار منتشر شده، ارزش تجارت خارجی کشور در سال 1404 حدود ۱۰۹.۷ میلیارد دلار بوده است. از این میزان، حدود ۵۱.۷ میلیارد دلار به صادرات غیرنفتی و ۵۸ میلیارد دلار به واردات اختصاص داشته است. همچنین، بیش از ۲۰.۵ میلیون تن کالا از مسیر ایران ترانزیت شده است. این ارقام، در کنار محدودیتهای موجود، نشاندهنده اهمیت تجارت منطقهای و ظرفیتهای ترانزیتی کشور هستند؛ هرچند ارزش اسمی تجارت بهتنهایی بیانگر میزان رشد واقعی یا بهبود رقابتپذیری اقتصادی نیست.
در بخش انرژی نیز ایران با برخورداری از ذخایر بزرگ نفت و گاز و زیرساختهای مرتبط، همچنان از جایگاه مهمی در ساختار انرژی منطقه برخوردار است. بر اساس اطلاعات بانک جهانی، ایران از نظر ذخایر اثباتشده گاز طبیعی در رتبه دوم و از نظر ذخایر اثباتشده نفت خام در رتبه چهارم جهان قرار دارد. صنایع نفت، گاز و پتروشیمی علاوه بر نقش خود در تأمین انرژی و درآمدهای صادراتی، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه صنایع پاییندستی، ایجاد ارزش افزوده و تقویت پیوندهای تولیدی با سایر بخشهای اقتصاد دارند. تابآوری بلندمدت یک اقتصاد تنها به توانایی حفظ تولید در شرایط دشوار وابسته نیست، بلکه به تنوع منابع، ساختار تولید، سرمایه انسانی، زیرساختها و ظرفیت نوآوری نیز بستگی دارد. از این منظر، اقتصاد ایران دارای مجموعهای از مزیتهای بالقوه است که میتوانند در صورت بهرهبرداری مؤثر، به تقویت بنیانهای توسعه اقتصادی کمک کنند. نخستین مزیت، برخورداری از منابع طبیعی متنوع است. ایران علاوه بر ذخایر قابل توجه نفت و گاز، از منابع معدنی گسترده، ظرفیتهای کشاورزی و موقعیت جغرافیایی راهبردی برخوردار است. با این حال، اهمیت اقتصادی این منابع صرفاً در استخراج و صادرات مواد خام خلاصه نمیشود.
توسعه زنجیره ارزش، گسترش صنایع فرآوری، افزایش بهرهوری و تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر میتواند نقش مهمتری در ایجاد اشتغال، افزایش درآمد و تقویت تنوع اقتصادی ایفا کند. دومین ظرفیت مهم، سرمایه انسانی و دانش فنی است. برخورداری از نیروی کار تحصیلکرده، متخصصان فنی و مهندسی، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و شرکتهای فعال در حوزه فناوری و خدمات تخصصی، میتواند زمینهساز توسعه اقتصاد دانشبنیان باشد. در اقتصاد جهانی امروز، مزیت رقابتی کشورها بیش از گذشته به توانایی آنها در ترکیب منابع طبیعی با دانش، فناوری و نوآوری وابسته است. بنابراین، تقویت ارتباط میان دانشگاه، صنعت و بازار و ایجاد فرصتهای مناسب برای فعالیت نیروهای متخصص، از الزامات بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیت به شمار میرود. سومین ظرفیت، تنوع نسبی بخشهای اقتصادی کشور است. اقتصاد ایران علاوه بر نفت و گاز، از بخشهای صنعتی، کشاورزی، خدماتی، تجاری و فناوری برخوردار است. تقویت فعالیتهای مولد و صادراتمحور، توسعه کسبوکارهای کوچک و متوسط و افزایش پیوند میان صنایع مختلف میتواند وابستگی اقتصاد به درآمدهای حاصل از منابع طبیعی را کاهش دهد و انعطافپذیری بیشتری در برابر نوسانات خارجی ایجاد کند. برای درک دقیقتر وضعیت اقتصاد ایران، لازم است تابآوری اقتصادی را فراتر از مفهوم مقاومت در برابر فشارها بررسی کنیم.
این مفهوم دستکم چهار بُعد بههمپیوسته دارد: نخست، مقاومت یا توانایی کاهش آثار اولیه شوکهای اقتصادی؛ دوم، سازگاری یا یافتن روشهای جایگزین برای ادامه فعالیت اقتصادی در شرایط جدید؛ سوم، بازیابی یا بازگرداندن ظرفیتهای تولیدی و سرمایهگذاری پس از بروز اختلال؛ و چهارم، تحول یا اصلاح ساختارهای اقتصادی بهگونهای که اقتصاد در آینده کمتر در معرض آسیبپذیری قرار گیرد. اقتصاد ایران در برخی از این ابعاد، بهویژه سازگاری با محدودیتهای تجاری و حفظ بخشی از ظرفیتهای تولیدی، تجربه قابل توجهی اندوخته است. با این حال، تداوم برخی مشکلات نشان میدهد که عبور از مرحله سازگاری به بازیابی و تحول ساختاری همچنان با چالشهایی روبهرو است. برای نمونه، برآوردهای اولیه بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول برای رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۵ بین منفی ۱.۱ درصد تا منفی ۲.۸ درصد (و در برخی گزارشهای تکمیلیتر و جدیدتر تا منفی ۷.۷ درصد در پی تنشهای منطقهای) متغیر بوده است. صندوق بینالمللی پول در آخرین گزارش خود پیشبینی رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۶ را از منفی ۵.۴ درصد به منفی ۷.۶ درصد کاهش داده است. همچنین، برآورد شده است که تورم امسال به ۷۸.۹ درصد افزایش یابد. این ارقام، برآوردها و پیشبینیهای نهادهای بینالمللی هستند و نباید با نتایج قطعی عملکرد اقتصادی یکسان تلقی شوند.
با این حال، بهخوبی نشان میدهند که ظرفیت سازگاری اقتصادی لزوماً به معنای ثبات اقتصاد کلان یا بهبود قدرت خرید خانوارها نیست. تورم مزمن، نوسانات نرخ ارز و کاهش قدرت خرید، بر فضای کسبوکار، تصمیمگیری سرمایهگذاران و افق برنامهریزی بنگاههای اقتصادی تأثیر میگذارند. محدودیت در تأمین مالی و سرمایهگذاری، دشواری دسترسی به فناوریهای پیشرفته و موانع ارتباط با بازارهای بینالمللی نیز روند نوسازی صنعتی و ارتقای رقابتپذیری را پیچیدهتر کردهاند. در کنار این مسائل، ناترازی انرژی و آب، فرسودگی بخشی از زیرساختها و چالشهای بهرهوری اهمیت زیادی دارند. برای اقتصادی که بخش مهمی از ظرفیت صنعتی آن به تأمین پایدار انرژی وابسته است، اختلال در عرضه برق و گاز میتواند به کاهش تولید، افزایش هزینهها و تضعیف توان رقابتی بنگاهها منجر شود. بنابراین، تابآوری اقتصادی نباید صرفاً به معنای تحمل فشارها یا ادامه فعالیت در شرایط محدودیت تعریف شود؛ بلکه باید توانایی اقتصاد برای اصلاح ضعفهای ساختاری و کاهش آسیبپذیری در بلندمدت را نیز در بر گیرد. یکی از مهمترین پرسشها درباره آینده اقتصاد ایران این است که چگونه میتوان ظرفیتهای شکلگرفته در دورههای فشار و محدودیت را به محرکی برای رشد اقتصادی تبدیل کرد.
به بیان دیگر، هدف نباید صرفاً حفظ وضعیت موجود باشد، بلکه باید گذار از «تابآوری دفاعی» به «تابآوری توسعهمحور» در دستور کار قرار گیرد. نخستین گام در این مسیر، تقویت ثبات اقتصاد کلان و افزایش پیشبینیپذیری محیط اقتصادی است. کاهش نااطمینانی، کنترل پایدار تورم، بهبود فضای سرمایهگذاری و ایجاد چارچوبهای باثبات و شفاف برای فعالیت اقتصادی میتوانند زمینه لازم برای مشارکت بیشتر بخش خصوصی و هدایت منابع به سمت فعالیتهای مولد را فراهم کنند. گام دوم، ارتقای بهرهوری و تکمیل زنجیرههای ارزش داخلی است. برخورداری از منابع طبیعی و ظرفیتهای صنعتی زمانی به مزیت رقابتی تبدیل میشود که با فناوری، نوآوری، مدیریت کارآمد و توسعه بازارهای صادراتی همراه باشد. در این زمینه، صنایع پتروشیمی، فرآوری مواد معدنی، صنایع غذایی، تجهیزات صنعتی و خدمات فنی و مهندسی میتوانند فرصتهای مهمی برای افزایش ارزش افزوده و تنوعبخشی به صادرات ایجاد کنند. گام سوم، گسترش همکاریهای اقتصادی منطقهای و بینالمللی است. تنوعبخشی به شرکای تجاری، توسعه کریدورهای حملونقل، تقویت زیرساختهای بندری و ترانزیتی و تسهیل مبادلات اقتصادی با کشورهای همسایه میتواند فرصتهای تازهای برای تولید و صادرات فراهم کند.
در این میان، تعامل سازنده با اقتصاد جهانی و دسترسی به سرمایه، فناوری و بازارهای جدید نیز برای ارتقای ظرفیت رقابتی کشور اهمیت اساسی دارد. در نهایت، سرمایهگذاری در منابع انسانی، آموزش مهارتهای تخصصی، تحقیق و توسعه و فناوریهای نوین باید به یکی از اولویتهای راهبردی تبدیل شود. اقتصاد آینده بیش از آنکه صرفاً بر برخورداری از منابع طبیعی متکی باشد، بر توانایی تبدیل دانش و منابع به محصولات و خدمات رقابتپذیر استوار خواهد بود. اقتصاد ایران طی دهههای گذشته تجربه قابل توجهی از مواجهه با شوکها و سازگاری با محدودیتهای مستمر داشته است. همانگونه که کوه دماوند در گذر قرنها نماد استواری و پایداری سرزمین ایران بوده است، جامعه ایران نیز در مواجهه با دشواریها و فشارهای مستمر، ظرفیت قابل توجهی برای ایستادگی، سازگاری و تداوم حیات اقتصادی از خود نشان داده است. برخورداری از منابع طبیعی متنوع، ظرفیتهای صنعتی و فنی، سرمایه انسانی و موقعیت جغرافیایی راهبردی، مجموعهای از مزیتهایی هستند که میتوانند بنیان مناسبی برای تقویت تابآوری اقتصادی فراهم کنند. با این حال، حفظ این ظرفیتها بهتنهایی برای تضمین آینده مطلوب اقتصادی کافی نیست. چالشهایی مانند تورم، محدودیت سرمایهگذاری، ناترازی انرژی، ضعف بهرهوری و موانع تجاری نشان میدهند که تابآوری باید با اصلاحات ساختاری و ظرفیتسازی مستمر همراه شود.
در نهایت، آینده اقتصاد ایران نه صرفاً به میزان منابع طبیعی آن و نه فقط به توانایی تحمل فشارهای خارجی وابسته است، بلکه به چگونگی مدیریت، ترکیب و بهرهبرداری هوشمندانه از مجموعه ظرفیتهای ملی بستگی دارد. سرزمین ایران بهواسطه برخورداری از مواهب طبیعی، ذخایر غنی انرژی و معدنی، موقعیت جغرافیایی راهبردی و سرمایه انسانی ارزشمند، از ظرفیتهای گستردهای برای دستیابی به توسعه اقتصادی برخوردار است. با این حال، این ظرفیتها زمانی به مزیتهای واقعی توسعه تبدیل میشوند که با مدیریت کارآمد، برنامهریزی بلندمدت، سیاستگذاری باثبات و نگاه آیندهنگر همراه باشند. تبدیل منابع طبیعی به ارزش افزوده، دانش به نوآوری، موقعیت جغرافیایی به مزیت تجاری و تجربه سازگاری به توان رقابت اقتصادی، میتواند مسیر گذار از مدیریت محدودیتها به توسعه پایدار را هموار کند. از این منظر، تابآوری اقتصادی زمانی به یک مزیت راهبردی تبدیل خواهد شد که نهتنها امکان عبور از بحرانها را فراهم کند، بلکه زمینه بهرهبرداری مؤثر از ظرفیتهای سرزمینی و ملی و ساختن آیندهای مولدتر، متنوعتر و پایدارتر را نیز به وجود آورد. جمعبندی نرخ روز اقتصاد ایران در دهههای اخیر توانایی قابل توجهی در سازگاری با محدودیتها و حفظ فعالیتهای اقتصادی نشان داده است.
با این حال، چالشهایی نظیر تورم مزمن، نوسانات نرخ ارز و محدودیت سرمایهگذاری، گذار از تابآوری دفاعی به تابآوری توسعهمحور را دشوار کرده است. برای دستیابی به رشد پایدار، تقویت ثبات اقتصاد کلان، ارتقای بهرهوری و گسترش همکاریهای منطقهای و بینالمللی ضروری است. بهرهبرداری هوشمندانه از منابع طبیعی، سرمایه انسانی و موقعیت جغرافیایی راهبردی، کلید تحول اقتصادی کشور خواهد بود.



