۱۴:۲۹:۳۱ جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵
خانهاخبار › نگرانی‌های اصلی کشورهای خلیج فارس: بازدارندگی و تغییر کانون…

نگرانی‌های اصلی کشورهای خلیج فارس: بازدارندگی و تغییر کانون درگیری‌ها

🗓 جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
با تشدید خصومت‌ها و تغییر کانون حملات از امارات به کویت و بحرین، کشورهای خلیج فارس در مواجهه با چالش‌های امنیتی و اقتصادی، راهبرد واحدی در قبال ایران ندارند.
نگرانی‌های اصلی کشورهای خلیج فارس: بازدارندگی و تغییر کانون درگیری‌ها

به گزارش نرخ روز، با تشدید خصومت‌ها میان آمریکا و ایران که امنیت ملی و اقتصاد متحدان عرب واشنگتن در خلیج فارس را به خطر انداخته است، به نظر می‌رسد این کشورها به طور فزاینده‌ای از تداوم وضعیت فعلی ناامید شده‌اند. برخی از مقامات این دولت‌ها معتقدند که رئیس‌جمهور ایالات متحده باید عملیات نظامی را تشدید کند، زیرا باور آن‌ها این است که ایران از موضع خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و از کنترل تنگه هرمز دست نخواهد کشید، مگر اینکه ایالات متحده اقدامات تهاجمی‌تری انجام دهد. در غیر این صورت، یک درگیری طولانی‌مدت، حتی اگر سطح پایین باشد، می‌تواند ماه‌ها به طول انجامد و سرمایه‌گذاران و گردشگران خارجی را از منطقه دور کند. در مقابل، برخی از این کشورها، از جمله قطر، که میانجی اصلی درگیری در کنار پاکستان است، در مورد لزوم گسترش عملیات نظامی اختلاف نظر دارند و خواهان کاهش فوری تنش‌ها هستند. هدف از این اقدام جلوگیری از رسیدن درگیری‌ها به سطح ماه مارس و اوایل آوریل است؛ در آن زمان ایالات متحده و اسرائیل شهرهای ایران را بمباران می‌کردند و تهران هزاران پهپاد و موشک به سراسر خلیج فارس شلیک می‌کرد. تهران مشتاق است از نبود اتحاد میان پادشاهی‌های عرب خلیج فارس بهره‌برداری کند. این ماجرا نشان‌دهنده تغییر رویکردها در مقایسه با هفته‌های منتهی به توافق موقت بین ایالات متحده و ایران در اواسط ژوئن است. در آن زمان کشورهای عربی خلیج فارس تا حد زیادی در ترغیب رئیس‌جمهور به استفاده از دیپلماسی و کاهش تنش‌ها با تهران متحد بودند. این همبستگی با تشدید خصومت‌ها در دو هفته گذشته از هم پاشید، به طوری که ایران و ایالات متحده یکدیگر را به خاطر برهم خوردن تفاهم‌نامه‌ای که امضا کرده بودند، مورد سرزنش قرار دادند. به گفته یک دیپلمات آمریکایی در خاورمیانه در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ و عضو کنونی یک موسسه سیاست‌گذاری: «دیدگاه بسیاری از مقامات این است که ایالات متحده باید تنش را افزایش دهد، نه این‌که تنش‌زدایی کند. به عقیده آن‌ها باید کار بیشتری انجام شود، زیرا روند فعلی ایران را مجبور به دادن هیچ امتیازی نمی‌کند، چه در تنگه و چه در موضوع هسته‌ای.» روز سه‌شنبه، رئیس‌جمهور اشاره کرد که درگیری خاورمیانه ممکن است به این زودی‌ها پایان نیابد. او در دیدار با رئیس‌جمهور لبنان به خبرنگاران گفت: «اگر فردا آنجا را ترک کنیم، یک موفقیت بزرگ به دست آورده‌ایم. اما ما فردا آنجا را ترک نمی‌کنیم.» اکنون، جنگی که پادشاهی‌های ثروتمند خلیج فارس از واشنگتن خواستند آن را آغاز نکند، آن‌ها را در مورد توانایی ایالات متحده در محافظت از متحدانش زیر سوال برده است. در نتیجه این جنگ، برخی اکنون به دنبال تعمیق روابط دفاعی با کشورهای اروپایی هستند. با کاهش دوباره تردد دریایی از طریق تنگه هرمز، تنش در خلیج فارس در حال افزایش است. بسیاری از مقامات منطقه شک دارند که این آبراه به زودی به طور کامل باز شود. به گفته یک سفیر سابق آمریکا در عربستان سعودی: «همه ناامید و عصبانی هستند. آن‌ها زیاد علنی صحبت نمی‌کنند، زیرا سعی دارند رابطه خود را با رئیس‌جمهور مدیریت کنند. آن‌ها می‌خواهند نفتشان جریان داشته باشد و اقتصادشان به حالت عادی برگردد. این موضوع اکنون برای آن‌ها نگران‌کننده است.» امارات متحده عربی در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، در مورد باز نگه داشتن تنگه، از جمله صریح‌ترین کشورهای عضو این شورا بوده است. ابوظبی از کشورهای اروپایی می‌خواهد که فعال‌تر باشند و یک مأموریت مین‌زدایی را که گفته بودند به محض ایمن شدن منطقه آغاز خواهند کرد، کلید بزنند. این جنگ، آینده تجاری کوتاه‌مدت منطقه‌ای را که در نیم قرن گذشته از صادرات نفت برای تبدیل شدن به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان استفاده کرده است، در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. قدرت‌های اقتصادی اصلی، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، در حال تنوع‌بخشی بیشتر به بخش‌هایی مانند هوش مصنوعی، صندوق‌های پوشش ریسک و گردشگری هستند و ثبات منطقه‌ای را برای این هدف حیاتی می‌دانند. این درگیری و بسته شدن مؤثر تنگه هرمز، پیش از این به اقتصاد آن‌ها آسیب رسانده و آن‌ها را مجبور به توقف بسیاری از صادرات و افزایش کسری مالی آن‌ها کرده است. در حالی که رهبران خلیج فارس تا حد زیادی از تفاهم‌نامه امضا شده در ماه گذشته استقبال کردند، نگران بودند که این تفاهم‌نامه می‌تواند منافع مالی عظیمی را برای ایران در قالب کاهش تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدود شده و ایجاد یک صندوق توانبخشی ۳۰۰ میلیارد دلاری فراهم کند. برخی از این افراد گفتند که هیچ یک از شش کشور شورای همکاری خلیج فارس هنوز قصد ندارند به این صندوق کمک کنند. مقامات خلیج فارس از این پیشنهاد که آن‌ها باید عملاً غرامت به جمهوری اسلامی بپردازند، در حالی که کشورهای خودشان از حملات ایران متحمل خسارات زیادی شده‌اند، خشمگین شده‌اند. یک مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، گفت: کشورهای خلیج فارس «ناامید شده‌اند، اما در متوقف کردن هیچ یک از طرفین متخاصم ناتوان هستند.» در همین رابطه یک تحلیل‌گر مسائل منطقه‌ای می‌نویسد، پادشاهی‌های عرب خلیج فارس که میان ایالات متحده‌ای با رویکردی هرچه تقابلی‌تر و ایرانی که اعتمادبه‌نفس بیشتری پیدا کرده و حاضر به تسلیم نیست گرفتار شده‌اند، با چالش‌های فزاینده امنیتی روبه‌رو هستند. حملات موشکی و پهپادی به هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس در روزهای اخیر، آسیب‌پذیری عمیق منطقه در برابر روندهای درگیری‌ای را که قادر به کنترل آن نیست، بیش از پیش آشکار کرده است. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به جای آنکه مسیر تحولات را شکل دهند، بیش از پیش در حال تحمل پیامدهای رویارویی آمریکا و ایران هستند. پرسش اصلی پیش روی پادشاهی‌های عرب خلیج فارس این است که چگونه باید در محیطی خطرناک حرکت کنند که در آن منافع امنیتی‌شان مستقیماً از جنگی تهدید می‌شود که نفوذ محدودی بر آن دارند. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس عمدتاً به دلیل قرار گرفتن در معرض خطرات جغرافیایی و همچنین ابهام پیرامون تعهدات مندرج در یادداشت تفاهم اسلام‌آباد، خود را در وضعیتی راهبردی و به‌شدت محدودکننده گرفتار می‌بینند. همزمان، ابهام در تضمین‌های امنیتی خارجی باعث شده است آن‌ها فاقد چارچوبی روشن برای بازدارندگی در برابر حملات آینده یا مدیریت تشدید تنش باشند. کشورهای عضو شورای همکاری اکنون باید چندین هدف را که اغلب با یکدیگر در تعارض هستند، دنبال کنند: تقویت بازدارندگی در برابر ایران و متحدانش، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی انرژی و دریایی، حفظ اعتماد اقتصادی و پرهیز از اقداماتی که می‌تواند به یک درگیری منطقه‌ای حتی گسترده‌تر منجر شود. بنابراین، معضل آن‌ها هم فوری و هم ساختاری است، زیرا هر تلاشی برای نشان دادن عزم و قاطعیت ممکن است خطر تشدید بیشتر تنش را به همراه داشته باشد، در حالی که تلاش برای خویشتن‌داری ممکن است به عنوان نشانه ضعف تعبیر شود. پادشاهی‌های عرب خلیج فارس که میان نیاز به امنیت بیشتر و ضرورت حفظ ثبات منطقه‌ای گرفتار شده‌اند، در مقطعی با مجموعه‌ای هرچه محدودتر از گزینه‌ها روبه‌رو هستند؛ آن هم در شرایطی که هزینه‌های محاسبه اشتباه به ندرت تا این اندازه بالا بوده است. یک پژوهشگر ارشد مرکز ملک فیصل در ریاض، سه نگرانی اصلی مشترک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را تشریح کرد. نخست، مسئله کشتیرانی امن در خلیج فارس، به‌ویژه از طریق تنگه هرمز است. او گفت: «بسته شدن تنگه و در روزها و هفته‌های آینده نیز بسته شدن‌های بیشتری رخ خواهد داد، تجارت جهانی را محدود می‌کند. این به نفع کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیست.» دوم، مسائل جدی پیرامون پرداخت هزینه خدمات برای تمامی کشتی‌هایی است که از تنگه هرمز عبور می‌کنند. به گفته این پژوهشگر: «اکنون روشن است که نوعی پرداخت هزینه اعمال خواهد شد؛ موضوعی که نشان‌دهنده یک شکست بزرگ برای آمریکا خواهد بود، زیرا واشنگتن نمی‌خواهد هیچ هزینه‌ای دریافت شود.» سوم، مسئله جایگاه بلندمدت ایران در منطقه به عنوان «همسایه‌ای هژمونیک است که قرار نیست جایی برود و پادشاهی‌های عرب خلیج فارس باید پس از جنگ اخیر یاد بگیرند چگونه با آن زندگی کنند.» کشورهای عرب خلیج فارس در واکنش به آخرین دور تشدید تنش با ایران، رویکردهای کاملاً متفاوتی اتخاذ کرده‌اند که نبود یک راهبرد منطقه‌ای متحد در قبال تهران را نشان می‌دهد. در یک سوی این طیف، امارات متحده عربی، بحرین و کویت، سه عضو شورای همکاری که در جریان این درگیری بیشترین هدف حملات ایران قرار گرفته‌اند، عمدتاً رویکردهایی امنیت‌محور در قبال جمهوری اسلامی اتخاذ کرده‌اند. در سوی دیگر، قطر و عمان همچنان به تعامل دیپلماتیک متعهد مانده‌اند و با وجود آنکه خود نیز هدف حملات ایران قرار گرفته‌اند، تلاش‌های میانجی‌گرانه خود را ادامه داده‌اند. عربستان سعودی نیز در همین حال راهبردی مبتنی بر «پوشش راهبردی» یا موازنه‌سازی محتاطانه را دنبال کرده و تلاش دارد میان بازدارندگی و انعطاف دیپلماتیک تعادل برقرار کند. این واکنش‌های متفاوت باعث شده‌اند شورای همکاری خلیج فارس فاقد یک راهبرد منسجم و رسمی در قبال ایران باشد؛ هرچند برخی تحلیلگران معتقدند هماهنگی‌ها ممکن است پشت صحنه ادامه داشته باشد. تهران مشتاق است از نبود اتحاد میان پادشاهی‌های عرب خلیج فارس بهره‌برداری کند. تا زمانی که کشورهای عضو شورای همکاری در رویکردهای خود تقسیم شده باشند، ایران می‌تواند سیاست‌های خود را متناسب با هر یک از اعضا تنظیم کند، به گونه‌ای که منافع خودش را پیش ببرد. پیش از آتش‌بس میانجی‌گری‌شده از سوی پاکستان در روزهای ۷ و ۸ آوریل، ایران حملات موشکی و پهپادی خود را به میزان بسیار بیشتری علیه امارات متمرکز کرده بود تا علیه هر کشور عضو دیگر شورای همکاری؛ در واقع، میزان حملات به امارات از حملات به هر کشور دیگری در خاورمیانه، از جمله اسرائیل، بیشتر بود. این راهبرد با هدف به حداکثر رساندن اختلال اقتصادی و تجاری از طریق هدف قرار دادن اصلی‌ترین مرکز مالی، لجستیکی و تجاری خلیج فارس دنبال شد. همزمان، ایران می‌خواست ابوظبی را به دلیل عادی‌سازی روابط با اسرائیل مجازات کند و تنش‌های میان امارات و عربستان سعودی را که در اواخر سال ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ تشدید شده بود، بیشتر کند؛ با این همه، همین حملات علیه امارات تنها موجب تقویت شراکت ابوظبی با تل‌آویو شد. از زمان اجرایی شدن آتش‌بس، ایران بخش قابل توجهی از فشار نظامی خود را به سمت بحرین و کویت منتقل کرده است. در مورد بحرین، هدف قرار دادن این کشور تا حد زیادی ناشی از جایگاه منامه به عنوان دومین عضو شورای همکاری خلیج فارس است که به توافق‌های ابراهیم پیوسته است؛ با این حال، به‌طور کلی، اتحادهای نظامی نزدیک بحرین و کویت با ایالات متحده، همراه با نزدیکی جغرافیایی آن‌ها به ایران و آسیب‌پذیری‌های داخلی‌شان، ظاهراً شدت حملات اخیر تهران علیه این دو کشور عرب خلیج فارس را توضیح می‌دهد. در مقابل، عمان و قطر، با وجود آنکه خود نیز هدف حملات ایران قرار گرفته‌اند، هرچند مقام‌های ایرانی پیش از ۱۱ ژوئیه مسئولیت حملات به عمان را رد کردند، همچنان به تلاش‌های میانجی‌گرانه متعهد مانده‌اند. همان‌طور که یک تحلیل‌گر اشاره کرد، عربستان سعودی نیز همچنان به «رویکرد پوشش راهبردی» خود ادامه داده است؛ رویکردی که پس از تجاوز نظامی اسرائیل به قطر در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ شتاب گرفت و به ریاض اجازه می‌دهد ضمن حفظ فضای لازم برای تعامل دیپلماتیک، از همسویی کامل با هر یک از طرفین اجتناب کند. یک استاد امنیت بین‌المللی در کینگز کالج لندن، گفت: «وحدت مورد انتظار کشورهای خلیج فارس هنوز در نتیجه این جنگ محقق نشده است. در عوض، حتی شایعات تأییدنشده‌ای وجود دارد مبنی بر اینکه چند کشور خلیج فارس توافق‌های جداگانه و محرمانه‌ای با ایران انجام داده‌اند.» با این حال، یک مدیر اجرایی بخش پژوهش و برنامه‌ها در یک بنیاد، هشدار می‌دهد که نباید رویکردهای متفاوت علنی را با یک شکاف واقعی در شورای همکاری خلیج فارس یکی دانست. او ضمن پذیرفتن اینکه کشورهای عضو به شیوه‌های متفاوتی با ایران تعامل می‌کنند، استدلال می‌کند که این رویکردها ممکن است در واقع بازتاب نوعی تقسیم غیررسمی نقش‌های دیپلماتیک باشند. او گفت: «برخی از کشورهای شورای همکاری به‌طور علنی با ایران تعامل می‌کنند، در حالی که برخی دیگر برای حفظ اهرم فشار خود در آستانه مذاکرات احتمالی آینده، از تعامل خودداری می‌کنند.» او افزود که این وضعیت ممکن است نوعی «تقسیم کار غیررسمی» باشد، مشروط بر اینکه هماهنگی‌هایی پشت صحنه وجود داشته باشد؛ امری که با توجه به تعداد تماس‌های دیپلماتیک و سفرهای سطح بالا میان کشورهای شورای همکاری پس از هر نشست یا حادثه، بسیار محتمل به نظر می‌رسد. از نظر اهرم نظامی، سیاسی و اقتصادی، هیچ‌یک از اعضای شورای همکاری خلیج فارس به‌تنهایی توان بازدارندگی ایران را ندارد. توانایی تهران برای هدف قرار دادن گزینشی کشورهای مختلف عرب خلیج فارس، محدودیت‌های پاسخ‌های یک‌جانبه را برجسته می‌کند. کشورهای حوزه خلیج فارس اعلام کردند که در اولین روز درگیری، ایران ۱۳۷ موشک به سمت امارات متحده عربی، ۶۶ موشک به سمت قطر و ۴۵ موشک به سمت بحرین شلیک کرده است. جمع‌بندی نرخ روز: کشورهای خلیج فارس در مواجهه با تشدید تنش‌ها میان آمریکا و ایران، با چالش‌های امنیتی و اقتصادی فزاینده‌ای روبه‌رو هستند. این کشورها در مورد نحوه برخورد با ایران و لزوم تشدید یا کاهش تنش‌ها، رویکردهای متفاوتی دارند که منجر به فقدان یک راهبرد واحد در شورای همکاری خلیج فارس شده است. در حالی که برخی خواهان اقدامات تهاجمی‌تر هستند، برخی دیگر بر دیپلماسی و میانجی‌گری تأکید دارند و کانون حملات ایران نیز از امارات به سمت بحرین و کویت تغییر یافته است.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار