۰۷:۵۰:۰۸ چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵
خانهاخبار › فرهاد نیلی: حفظ طبقه متوسط نیازمند نظام اعتباری نوین است

فرهاد نیلی: حفظ طبقه متوسط نیازمند نظام اعتباری نوین است

🗓 چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ ✍️ نرخ روز
یک اقتصاددان با اشاره به اینکه تنها ۳۰ درصد مردم به‌صورت رسمی از بانک‌ها اعتبار دریافت کرده‌اند، بر ضرورت تحول در نظام اعتباری کشور برای حفظ طبقه متوسط تاکید کرد.
فرهاد نیلی: حفظ طبقه متوسط نیازمند نظام اعتباری نوین است

به گزارش نرخ روز، یک اقتصاددان با مقایسه شاخص‌های نظام مالی ایران با سایر کشورها، اظهار داشت که حدود ۹۰ درصد مردم دارای حساب بانکی هستند، اما تنها ۳۰ درصد از آن‌ها به‌صورت رسمی از بانک‌ها اعتبار دریافت کرده‌اند. وی افزود که فقط حدود ۴ درصد از مردم با استفاده از ابزارهایی مانند کارت اعتباری، امکان مدیریت نقدینگی خود را دارند. این آمار نشان‌دهنده وجود یک «لایه مفقوده» در نظام مالی کشور است که نیازمند توجه جدی است.او با بیان اینکه مسئله جابه‌جایی پول در اقتصاد ایران تا حد زیادی حل شده است، خاطرنشان کرد که انتقال پول در کشور به‌راحتی انجام می‌شود و زیرساخت بانکی، با وجود آنکه از نظر فناوری چند دهه از استانداردهای روز دنیا عقب‌تر است، همچنان از اعتماد عمومی برخوردار است. وی به اعتماد مردم به شبکه بانکی در جریان جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ ۴۰ روزه اشاره کرد و این موضوع را نشانه‌ای از اتکاپذیری زیرساخت بانکی کشور، با وجود همه کاستی‌ها، دانست. بخش مهمی از این وضعیت نیز نتیجه سرمایه‌گذاری‌های مناسبی است که در دهه ۸۰ شمسی، به‌ویژه در حوزه سخت‌افزاری، انجام شد.این اقتصاددان بر ضرورت تحول در نظام اعتباردهی کشور تاکید کرد و گفت که اکنون زمان آن رسیده است که از نظام اعتبارسنجی وثیقه‌محور به سمت نظام اعتبارسنجی مبتنی بر داده حرکت کنیم. او افزود که در این مسیر، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین از جمله هوش مصنوعی و سایر فناوری‌های روز، می‌تواند نقش مهمی در توسعه نظام مالی ایفا کند.وی ادامه داد که اگر قرار باشد این ظرفیت‌ها در مقیاس وسیع به کار گرفته شوند، نیازمند ایجاد یک زیرساخت جدید مشابه شبکه شتاب هستیم. بدون ایجاد چنین زیرساختی، امکان توسعه و گسترش این خدمات وجود نخواهد داشت و در ادامه نیز می‌توان به سمت ارائه خدمات پیشرفته‌ای مشابه آنچه امروز در چین اجرا می‌شود، از جمله هدفمند کردن توزیع نقدینگی، حرکت کرد.این اقتصاددان تصریح کرد که موضوع اصلی این است که پول چگونه در اقتصاد جابه‌جا شود. از نظر ابزارهای پرداخت، امروز تقریباً مسئله حل شده و ابزارهای لازم در اختیار مردم قرار دارد، اما وقتی به نظام اعتباری مراجعه می‌کنیم، با ساختاری عقب‌مانده مواجه هستیم.او خاطرنشان کرد که حجم تسهیلات بانکی در ایران، در مقایسه با میانگین جهانی، تفاوت چندانی ندارد، اما نحوه تخصیص این تسهیلات با چالش‌های جدی روبه‌رو است. وی افزود که در سال‌های اخیر نیز اصطلاح «خام‌فروشی تسهیلات» وارد ادبیات بانکی کشور شده است؛ یعنی بانک‌ها مستقیماً با مشتری مذاکره کرده و تسهیلات را بدون استفاده از ابزارهای نوین مالی تخصیص می‌دهند.این اقتصاددان با اشاره به اهمیت این موضوع برای پژوهشگران گفت که این مسئله ظرفیت مطالعات فراوانی دارد. او افزود که در حال حاضر منابع مالی به‌صورت قطره‌چکانی وارد اقتصاد می‌شوند، زیرا فناوری لازم برای تبدیل دارایی‌های راکد به منابعی با قابلیت گردش و جریان یافتن در اقتصاد را در اختیار نداریم.وی ادامه داد که بررسی فناوری‌های مورد استفاده در جهان نشان می‌دهد که خانوارها را می‌توان به چند گروه تقسیم کرد. حدود ۴۰ درصد کم‌درآمد جامعه، یعنی چهار دهک نخست، تنها ۱۸ درصد هزینه‌های کشور را به خود اختصاص می‌دهند. ۴۰ درصد بعدی حدود ۳۹ درصد هزینه‌ها را انجام می‌دهند و ۲۰ درصد بالای درآمدی نیز سهمی معادل ۴۴ درصد از هزینه‌ها دارند.این اقتصاددان اظهار کرد که اهمیت این تقسیم‌بندی در آن است که بخش قابل توجهی از جامعه توان بازپرداخت بدهی را ندارد، اما برخورداری از یک زندگی شرافتمندانه حق شهروندی آنهاست و باید از حمایت‌های دولت بهره‌مند شوند. در مقابل، گروه دیگری توان بازپرداخت دارند، اما به ابزارهای مدیریت نقدینگی و اعتبار دسترسی ندارند و دقیقاً این بخش نیازمند توسعه ابزارهای اعتباری است.او افزود که گروه دیگری نیز وجود دارند که دارایی‌های قابل توجهی در اختیار دارند، اما این دارایی‌ها به دلیل مشکلات حقوقی، موانع انتقال مالکیت یا سایر محدودیت‌ها، قابلیت استفاده اقتصادی ندارند. برای این گروه نیز باید ابزارهای مالی متفاوتی طراحی شود.این اقتصاددان تأکید کرد که در اقتصاد ایران یک «اقیانوس آبی» از فرصت‌ها وجود دارد؛ به‌ویژه در میان ۴۰ درصد میانی جامعه که بخش بزرگی از خانوارها را تشکیل می‌دهند. او افزود که این افراد می‌توانند هزینه‌های خود را از محل درآمدشان مدیریت کنند، افراد معتبری هستند و در صورت دسترسی به ابزارهای مناسب اعتباری، ظرفیت بالایی برای توسعه اقتصادی کشور ایجاد خواهند کرد.وی در ادامه گفت که برآوردها نشان می‌دهد حدود ۲ هزار و ۷۰۰ هزار میلیارد تومان از منابع مالی در اختیار ۴۰ درصد پایین جامعه قرار دارد، اما در مقابل، حدود ۱۲ هزار هزار میلیارد تومان ظرفیت مالی در میان ۴۰ درصد میانی جامعه وجود دارد. او این بخش را یک «اقیانوس آبی» دانست، نه اقیانوس قرمز؛ ظرفیتی که هنوز به‌طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته و امکان توسعه آن تا حدود ۵۰ درصد نیز وجود دارد.این اقتصاددان افزود که در گذشته نظامی وجود داشت که کارکنان می‌توانستند معادل یک ماه حقوق خود را به‌صورت اعتبار دریافت کنند، اما امروز افرادی که پشت درِ بانک‌ها قرار دارند باید بر اساس پروفایل رفتاری و سابقه اعتباری‌شان ارزیابی شوند و متناسب با اعتبارشان از خدمات مالی بهره‌مند شوند.او با اشاره به آثار جنگ بر اقتصاد، بیان کرد که پرسش چند میلیارد دلاری این است که آیا شوک ناشی از جنگ، هرچند از نظر زمانی کوتاه بوده، اما از نظر اقتصادی اثری ماندگار بر جای گذاشته یا خیر. او افزود که پاسخ این سؤال، کاملاً به موقتی یا دائمی بودن آثار آن بستگی دارد.وی ادامه داد که اگر این شوک موقتی باشد، به این معناست که اقتصاد در درون خود سازوکار بازیابی دارد. او مثال زد که همان‌طور که فردی ممکن است به‌دلیل بیماری یا بیکاری موقت چند ماه از فعالیت بازبماند، اما چون فردی توانمند و ماهر است، با حمایت‌هایی مانند بیمه بیکاری دوباره به بازار کار بازمی‌گردد، اقتصاد نیز در صورت حفظ روابط و ساختارهای خود، توان بازگشت به شرایط پیش از جنگ را خواهد داشت.این اقتصاددان تصریح کرد که باید میان افرادی که به‌طور موقت توان فعالیت اقتصادی خود را از دست داده‌اند و افرادی که به‌صورت ساختاری فقیر شده‌اند، تفاوت قائل شد. او افزود که این دو وضعیت کاملاً متفاوت است و سیاست‌گذاری نیز باید متناسب با هر یک انجام شود.او با اشاره به تغییر الگوی مصرف خانوارها گفت که در بسیاری از خانوارها مصرف گوشت قرمز تقریباً حذف شده، مصرف گوشت سفید نیز کاهش یافته و این تغییرات نشان می‌دهد بخشی از هزینه‌های زندگی از طریق کاهش پس‌انداز یا فروش دارایی‌ها تأمین شده است. وی افزود که در چنین شرایطی، اگر خانوار بتواند با حفظ کرامت و عزت‌نفس خود این دوره را پشت سر بگذارد، امکان بازگشت به شرایط عادی وجود خواهد داشت.این اقتصاددان افزود که فاصله ایجادشده در سطح رفاه مردم، حاصل ترکیب تورم، توقف رشد اقتصادی و افزایش نااطمینانی است؛ شرایطی که موجب شده سرمایه‌گذاری کاهش یابد و سطح رفاه واقعی خانوارها افت کند.وی ادامه داد که اگر شرایط موقتی باشد و امکان بازگشت به وضعیت پیش از جنگ از طریق قراردادهای حقوقی و سازوکارهای اقتصادی فراهم شود، اعطای اعتبار و وام می‌تواند نقش مهمی در احیای اقتصاد ایفا کند.او تاکید کرد که کارکرد اصلی بازار اعتبار، گردش اعتبار در اقتصاد است، نه صرفاً جابه‌جایی پول. وی افزود که در چنین بازاری، اعتبار باید به افرادی اختصاص یابد که از نظر اعتباری شایستگی دریافت آن را دارند. او هشدار داد که در نبود نظام اعتبارسنجی مناسب، ممکن است افرادی که در بدترین وضعیت قرار دارند، بیشترین اعتبار را دریافت کنند؛ در حالی که لازمه شکل‌گیری یک بازار اعتباری سالم، برخورداری از اطلاعات دقیق و بهداشت اعتباری است.این اقتصاددان افزود که در حوزه مدیریت ریسک و جریان اعتبار نیز همان‌گونه که امروز شبکه شتاب برای تبادل پول وجود دارد، می‌توان زیرساختی مشابه برای مدیریت اعتبار و ریسک ایجاد کرد. او بیان کرد که در چنین مدلی، لزوماً همه فرآیندها نیازمند انجام برخط (آنلاین) نیستند و می‌توان بخشی از عملیات را به‌گونه‌ای طراحی کرد که با وجود حجم بالای ترافیک، کارایی و پایداری خود را حفظ کند.او بیان کرد که هدف اصلی، تقویت طبقه متوسط و حرکت از نظام سنتی و وثیقه‌محور به سمت نظامی مبتنی بر داده است؛ نظامی که در آن تصمیم‌گیری‌ها بر اساس اطلاعات و داده‌های رفتاری انجام شود. وی افزود که از نظر فنی، مدل کسب‌وکار و معماری سامانه، اجرای چنین طرحی کاملاً امکان‌پذیر است.او ادامه داد که در این پژوهش، درباره بخش «خاکستری» این موضوع نیز توضیح داده شده و معتقدند برای تحقق این مدل، ضرورتی ندارد که تنها بانک مرکزی نقش تنظیم‌گر را بر عهده داشته باشد و می‌توان ساختار مناسبی برای تنظیم‌گری این حوزه طراحی کرد.این اقتصاددان تأکید کرد که به اعتقاد او، این حوزه یک «دامنه استراتژیک» برای اقتصاد کشور محسوب می‌شود. او افزود که حتی در بدترین شرایط سیاسی و امنیتی نیز این بازار، یک بازار بکر و دست‌نخورده است که در صورت طراحی صحیح، می‌تواند بسیار بزرگ‌تر از وضعیت فعلی شود و منابع مالی قابل‌توجهی را به گردش درآورد.وی افزود که در این الگو، یک معماری دو‌لایه میان بانک مرکزی و مصرف‌کنندگان شکل می‌گیرد و از طریق آن می‌توان دست‌کم طبقه متوسط را حفظ و تقویت کرد.این اقتصاددان در پایان گفت که طبقه متوسط با اتکا به توان مالی نقدی خود، به‌تنهایی قادر به مقابله با فشارهای اقتصادی و بحران‌هایی که پیش‌رو دارد، نخواهد بود و برای عبور از این شرایط، به یک نظام اعتباری کارآمد و مبتنی بر داده نیاز دارد.جمع‌بندی نرخ روزبر اساس اظهارات یک اقتصاددان، نظام مالی ایران با وجود دسترسی گسترده به حساب‌های بانکی، در زمینه اعطای اعتبار رسمی و ابزارهای مدیریت نقدینگی با چالش مواجه است. او تاکید کرد که برای حفظ و تقویت طبقه متوسط، که بخش قابل توجهی از ظرفیت مالی کشور را در خود جای داده، گذار از نظام اعتبارسنجی وثیقه‌محور به یک نظام مبتنی بر داده و فناوری‌های نوین ضروری است. این تحول می‌تواند به گردش منابع مالی راکد و احیای اقتصاد در شرایط بحرانی کمک کند و یک «اقیانوس آبی» از فرصت‌های اقتصادی را فعال سازد.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین اخبار و تحلیل‌های اقتصادی ایران
همه اخبار