ارزش دلاری بورس به نصف میانگین تاریخی رسید؛ حقشناس: بازار سرمایه جذاب است
به گزارش نرخ روز، رویکرد دولت جدید در حذف ارز ترجیحی و اصلاح سازوکار قیمتگذاری ارز مبادلهای، از منظر بنیادی یکی از بهترین دورههای بازار سرمایه در ۵۰ سال اخیر را رقم زده است. با این حال، این مقطع با یکی از سختترین دورههای ریسکهای سیستماتیک همزمان شده که باعث شده دو عامل کاملاً متضاد بهطور همزمان بر بازار اثرگذار باشند. در سال جاری، با وجود شرایط موجود، صورتهای مالی شرکتها و پیشبینیهای منتشر شده از عملکرد آنها بسیار امیدوارکننده است و وضعیت سودآوری شرکتها را میتوان «عالی» ارزیابی کرد. اکنون این پرسش مطرح است که آیا این روند میتواند در ادامه سال نیز حفظ شود یا خیر. رشد نرخ ارز یکی از عوامل حمایتی بازار سرمایه محسوب میشود. بخش قابل توجهی از شرکتهای بورسی صادراتمحور هستند و افزایش نرخ ارز به سودآوری آنها کمک میکند. از سوی دیگر، کاهش ارزش دلاری بازار سرمایه و افزایش تورم نیز از دیگر عواملی است که میتواند از بورس حمایت کند. بورس ایران همواره بازاری تورممحور بوده و در دورههایی که تورم افزایش یافته، بازار سرمایه نیز از آن منتفع شده است. مهمترین چالشهای پیشروی بورس شامل ریسکهای سیستماتیک، رکود اقتصادی، افزایش نرخ بهره و ناترازی انرژی است. ناترازی انرژی هر سال نسبت به سال قبل تشدید میشود و امسال آسیب بیشتری به فعالیت شرکتها وارد کرده است. با بررسی نسبت شاخص کل و نسبت قیمت به درآمد گذشتهنگر (P/E TTM) بازار سرمایه، مشخص میشود که هر زمان سود شرکتها رشد کرده، شاخص کل نیز بهطور طبیعی افزایش یافته است. البته رشد سال ۱۳۹۹ شرایطی غیرطبیعی داشت و به همین دلیل مبنای مقایسه از سال ۱۴۰۱ در نظر گرفته شده است. میانگین نسبت P/E بازار از سال ۱۴۰۱ تاکنون حدود ۷.۳ واحد بوده، در حالی که هماکنون این نسبت به حدود ۶.۳ واحد رسیده است. از سوی دیگر، گزارشهای مالی شرکتها یکی پس از دیگری بهتر از انتظار منتشر میشوند و رکوردهای جدیدی را ثبت میکنند. به همین دلیل، اگر ریسکهای سیستماتیک اجازه دهند، از منظر ارزشگذاری نه تنها بازار سرمایه با ریسک جدی مواجه نیست، بلکه در شرایط فعلی از جذابیت بالایی نیز برخوردار است. یکی دیگر از شاخصهای بررسی شده، میزان فروش شرکتها بود. بازار هنوز بهطور کامل آثار این گزارشها را در قیمت سهام منعکس نکرده است. گزارشهایی که طی روزهای اخیر منتشر شدهاند، واقعاً شگفتانگیز هستند و نشان میدهند عملکرد شرکتها فراتر از انتظارات بوده است. بنابراین اگر اقتصاد به شرایط عادی بازگردد، میتوان انتظار داشت ادامه سال نیز برای بازار سرمایه سالی مناسب باشد. با مقایسه عملکرد شرکتها با مدت مشابه سال گذشته و نرخ تورم نقطهبهنقطه، عمده شرکتها موفق شدهاند فروش فصلی خود را همگام با نرخ تورم افزایش دهند. البته برخی صنایع از جمله گروه دارویی و لوازم خانگی در سهماهه نخست سال عملکرد ضعیفتری داشتند که بخش عمده آن ناشی از آثار جنگ و تعطیلیهایی بود که مستقیماً این صنایع را تحت تأثیر قرار داد. افزایش مبلغ فروش بهتنهایی معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد شرکتها نیست، زیرا مهمتر از آن حفظ حاشیه سود است. بررسیهای انجامشده نشان میدهد اکثر شرکتها نه تنها موفق به حفظ حاشیه سود خود شدهاند، بلکه در برخی صنایع مانند محصولات غذایی حتی شاهد افزایش حاشیه سود نیز بودهایم. این موضوع نشان میدهد رشد فروش صرفاً به افزایش درآمد اسمی محدود نشده و به افزایش سودآوری نیز منجر شده است. در برخی گروهها مانند محصولات کشاورزی نیز حاشیه سود حفظ شده است. از آنجا که بخش مهمی از افزایش نرخ فروش این شرکتها در خردادماه اعمال شده، انتظار میرود آثار آن در گزارشهای دورههای بعدی با وضوح بیشتری نمایان شود و حاشیه سود این شرکتها بیش از گذشته بهبود یابد. نکته مهم آن است که رشد مبلغ فروش تنها ناشی از افزایش قیمت محصولات نبوده، بلکه در بسیاری از شرکتها مقدار فروش نیز افزایش یافته است. این موضوع نشانه مثبتی برای استمرار روند سودآوری شرکتها محسوب میشود، هرچند همچنان ریسکهای سیستماتیک، رکود اقتصادی، نرخ بهره و ناترازی انرژی مهمترین عوامل تهدیدکننده بازار سرمایه در ادامه سال خواهند بود. یکی از مهمترین فرصتهای بازار سرمایه، افزایش نرخ دلار است. تجربه سال ۱۳۹۹ نیز نشان داد که رشد نرخ ارز بهطور عمده موجب رشد بازار سرمایه شده است. با این حال، در هفتههای اخیر بازار سرمایه برخلاف گذشته نتوانسته همگام با افزایش نرخ دلار حرکت کند و از این متغیر اثر بپذیرد. مگر آنکه اتفاقی رخ دهد که انتظارات تورمی بهشدت کاهش پیدا کند؛ در غیر این صورت، احتمال ادامه روند افزایشی نرخ دلار در ادامه سال وجود دارد و این موضوع به نفع بازار سرمایه خواهد بود. در گذشته نیز هر زمان نرخ ارز افزایش یافته، بازار سرمایه با فاصله کوتاهی به آن واکنش نشان داده است. هرچند این واکنش بهصورت مستقیم و فوری در صورتهای مالی و سودآوری شرکتها منعکس نمیشود، اما در نهایت آثار خود را بر عملکرد شرکتها نشان میدهد. در حال حاضر تنها عاملی که مانع همگرایی رشد نرخ ارز و رشد بازار سرمایه شده، ریسکهای موجود است. از سوی دیگر، نرخ ارز مبادلهای نیز به دلایل مختلف از جمله پایین بودن تقاضای واردات و نحوه محاسبه آن، هنوز فاصله قابل توجهی با نرخهای دیگر دارد و حتی کوچکترین افزایش در تقاضا میتواند موجب رشد آن شود. این مسئله نیز میتواند بهعنوان محرکی برای بازار سرمایه عمل کند، مگر اینکه سطح ریسکها بیش از پیش افزایش یابد. ارزش دلاری بورس در حال حاضر به حدود ۸۳ میلیارد دلار رسیده و طی سالهای اخیر بهطور مستمر کاهش یافته است. این روند تا حد زیادی طبیعی است، زیرا ماهیت سرمایهگذاران بازار سرمایه به گونهای است که با کوچکترین افزایش در سطح ریسکها، تقاضا برای خروج از بازار شکل میگیرد و این رفتار در تمام بازارهای مالی جهان نیز قابل مشاهده است. میانگین ارزش دلاری بازار سرمایه طی ۱۰ سال گذشته حدود ۱۶۰ میلیارد دلار بوده، در حالی که اکنون این رقم به حدود ۸۳ میلیارد دلار کاهش یافته است. البته باید در نظر داشت که طی این ۱۰ سال شرکتهای جدید متعددی نیز وارد بازار سرمایه شدهاند و همین موضوع، فاصله فعلی با میانگین تاریخی را معنادارتر و تلختر میکند. اگر تنها اندکی از سطح ریسکهای موجود کاسته شود، بازار سرمایه ظرفیت رشد بسیار قابل توجهی خواهد داشت. بر مبنای ارزش دلاری بازار، حداقل میتوان انتظار رشدی در حدود ۸۰ درصد را داشت و اگر افزایش نرخ دلار نیز به این محاسبات اضافه شود، ظرفیت رشد بازار در ادامه سال حتی بیش از این میزان خواهد بود. با این حال، همان عاملی که طی سالهای اخیر موجب شده بازار سرمایه پایینتر از میانگین تاریخی خود باقی بماند و مانع بازگشت ارزش دلاری آن به سطوح متعارف شود، همچنان ریسکهای سیستماتیک است. یکی دیگر از فرصتهای مهم بازار سرمایه در ادامه سال، تداوم تورم است که میتواند همچنان از سودآوری شرکتها و در نتیجه از بازار سرمایه حمایت کند. ارزش بازار سرمایه در مقایسه با میانگین تاریخی همچنان در سطوح پایینی قرار دارد. حتی اگر رشد اقتصادی کشور در ادامه سال چندان مطلوب نباشد و اقتصاد با رشد پایین یا حتی رشد منفی مواجه شود، پایین بودن ارزش بازار باعث میشود این عامل بهتنهایی تهدید جدی برای بورس محسوب نشود و همچنان امکان کاهش فاصله با میانگینهای تاریخی وجود داشته باشد. پایین بودن ارزش بازار سبب شده ظرفیت رشد قابل توجهی برای بازار سرمایه ایجاد شود. بنابراین حتی در شرایطی که رشد اقتصادی چندان مطلوب نباشد، بازار سرمایه میتواند بخشی از عقبماندگی خود را نسبت به میانگینهای گذشته جبران کند. بررسی روندهای گذشته، بهویژه تجربه سال ۱۳۹۹، نشان میدهد که افزایش نرخ بهره الزاماً به معنای افت بازار سرمایه نیست. در آن مقطع نیز با وجود افزایش نرخ بهره، بازار همچنان روند صعودی خود را حفظ کرد، زیرا افزایش نرخ سود بهصورت تدریجی و آرام انجام شد و شوک ناگهانی به بازار وارد نشد. زمانی که نرخ بهره بهصورت آرام و پیوسته افزایش پیدا کند، سایر متغیرهای اقتصادی مانند رشد نرخ ارز مبادلهای و بهبود سودآوری شرکتها میتوانند اثر آن را خنثی کنند و در مجموع، همگرایی میان متغیرهای اقتصادی و بازار سرمایه حفظ شود. در این بررسی تلاش شده نرخهای واقعی بازار پول نیز لحاظ شود، زیرا در حال حاضر شرایط بازار پول تا حدی غیرمتعارف شده و در برخی بانکها نرخهایی نزدیک به ۵۰ درصد نیز مشاهده میشود. با وجود این، روند بازار نشان داده که افزایش تدریجی نرخ بهره تاکنون موجب افت قابل توجه بورس نشده است. اگر در ادامه سال نیز افزایش نرخ بهره بهصورت شوکآور اتفاق نیفتد، این روند همگرایی ادامه خواهد یافت و بازار سرمایه میتواند مسیر رشد خود را حفظ کند. افزایش تدریجی نرخ سود لزوماً به ضرر بازار سرمایه نیست و تأثیر منفی شدیدی بر بورس نخواهد گذاشت. البته بهعنوان یک فعال بازار سرمایه، طبیعتاً ترجیح بر عدم افزایش نرخ بهره است، اما با در نظر گرفتن واقعیتهای اقتصاد کلان و تورمهای بسیار بالا، ادامه نرخ بهره حقیقی منفی نیز توجیه اقتصادی ندارد. بنابراین بخشی از افزایش نرخ سود اجتنابناپذیر است، اما تا زمانی که این افزایش بهصورت تدریجی انجام شود، بازار سرمایه میتواند خود را با آن تطبیق دهد. یکی دیگر از چالشهای مهم بازار سرمایه، ناترازی انرژی است. البته جنگ اخیر نیز آثار این ناترازی را تشدید کرده، اما بسیاری از شرکتهای بورسی طی سالهای گذشته تلاش کردهاند خود را با این شرایط تطبیق دهند. برای نمونه، شرکتهای سیمانی در زمان محدودیت گاز، به استفاده از سوخت مازوت روی آوردهاند یا با سرمایهگذاری برای تأمین برق مورد نیاز خود، تلاش کردهاند تولید را متوقف نکنند. هرچند این اقدامات هزینههای تولید را افزایش داده، اما باعث شده شرکتها بتوانند آثار ناترازی انرژی را تا حد زیادی مدیریت کنند. اگر آسیبهای زیرساختی ناشی از ناترازی انرژی از وضعیت فعلی فراتر نرود، این موضوع تهدید جدی برای بازار سرمایه در ادامه سال نخواهد بود و شرکتها تا حد زیادی توانستهاند خود را با این شرایط تطبیق دهند. با در نظر گرفتن تمامی متغیرهای بنیادی و نمودارهای مورد بررسی، مجموع عوامل همچنان به نفع ادامه روند صعودی بازار سرمایه است؛ روندی که از سال گذشته آغاز شده و در صورت ثابت ماندن شرایط میتواند ادامه پیدا کند. تنها عاملی که میتواند این چشمانداز را تغییر دهد، ریسکهای سیستماتیک، بهویژه ریسک جنگ است. متأسفانه این نوع ریسکها از منظر اقتصادی قابل تحلیل دقیق نیستند، زیرا دامنه و شدت آنها قابل اندازهگیری و پیشبینی نیست. سرمایهگذاران باید در مدیریت پرتفوی خود بخشی از داراییهایشان را به ابزارها یا داراییهایی اختصاص دهند که در صورت افزایش ریسکهای سیستماتیک، بتوانند نقش پوششدهنده ریسک را ایفا کرده و از ارزش سرمایه آنها محافظت کنند. جمعبندی نرخ روز بازار سرمایه با وجود سودآوری عالی شرکتها و کاهش نسبت P/E به ۶.۳ واحد، همچنان با چالشهای ریسکهای سیستماتیک، رکود اقتصادی و ناترازی انرژی مواجه است. ارزش دلاری بورس به ۸۳ میلیارد دلار رسیده که نصف میانگین ۱۰ ساله گذشته است و این موضوع نشاندهنده ظرفیت رشد ۸۰ درصدی در صورت کاهش ریسکهاست. افزایش تدریجی نرخ بهره و تداوم تورم نیز میتوانند از بازار حمایت کنند، اما ریسکهای سیستماتیک همچنان مهمترین عامل تهدیدکننده محسوب میشوند.


