تنگه هرمز کافی نیست؛ راه نفت اسرائیل در خزر و قفقاز باید ناامن شود
به گزارش نرخ روز، در نبرد انرژی، پیروزی از آن کسی است که نه تنها مسیرها را مسدود کند، بلکه هزینهها را افزایش داده و طرف مقابل را به عقبنشینی وادار سازد. این رویکرد فراتر از صرفاً بستن یک گذرگاه است و نیازمند افزایش قیمت و دشواری دسترسی به منابع است تا حریف مجبور به تجدیدنظر در محاسبات خود شود.تنشهای جاری در جنوب غرب آسیا تنها با تهدیدهای کلی یا انسداد یک گذرگاه به تنهایی حل نمیشود. بازدارندگی زمانی مؤثر است که نقطه حساس و واقعی طرف مقابل را هدف قرار دهد؛ یعنی از نمایش قدرت فراتر رفته و فشار واقعی بر زنجیره تأمین انرژی اسرائیل وارد کند. در شرایطی که تعهدات منطقهای، دریایی و انرژی بارها نقض شدهاند، پایبندی یکطرفه به این تعهدات تنها به فرسایش قدرت بازدارندگی منجر میشود. پاسخ مؤثر باید قواعد بازی را تغییر دهد، نه اینکه صرفاً یک واکنش نمایشی و کوتاهمدت باشد.بستن تنگه هرمز اگرچه مهم است، اما به تنهایی کافی نیست. بازار نفت تنها بر اساس «واقعیت عرضه» عمل نمیکند، بلکه «انتظارات» نیز در حرکت آن نقش کلیدی دارند. اگر اختلال در عرضه تنها برای چند روز یا یک تا دو هفته به طول انجامد، بازار میتواند با استفاده از ذخایر، مسیرهای جایگزین و مدیریت روانی، تا حدودی شوک را جذب کند. بنابراین، برای تأثیرگذاری عمیقتر، باید به دنبال نقاط فشار دیگری بود.نقطه فشار اصلی در جای دیگری قرار دارد: منطقه خزر و قفقاز. دادههای جدید حاکی از وابستگی جدی اسرائیل به نفت وارداتی از این مسیر است. بر اساس گزارشها، واردات نفت اسرائیل از آذربایجان در سال 2025 به 94 هزار بشکه در روز رسیده که این میزان 31 درصد افزایش نسبت به سال قبل را نشان میدهد. همین گزارشها تأکید میکنند که نفت آذربایجان 46.4 درصد از کل واردات نفت اسرائیل را تشکیل داده است؛ سهمی که در این دهه بیسابقه بوده است. به بیان ساده، تقریباً از هر دو بشکه نفت وارداتی اسرائیل، یک بشکه از آذربایجان تأمین میشود. این تنها یک عدد نیست، بلکه یک هشدار اقتصادی جدی است. اسرائیل برای تأمین انرژی خود تنها به خلیجفارس متکی نیست و قفقاز جنوبی نیز در این معادله نقش دارد. در صورت بروز اختلال در این مسیر، تأثیر مستقیم آن بر پالایشگاهها، حملونقل، قیمت تمامشده و امنیت عرضه انرژی اسرائیل مشهود خواهد بود. در اقتصاد انرژی، حتی یک وقفه کوتاه میتواند هزینههای بیمه، حملونقل، ذخیرهسازی و ریسک را به شدت افزایش داده و بازار را دچار تلاطم کند.مزیت منطقه خزر در این است که برخلاف خلیجفارس، به همان اندازه تحت نفوذ مستقیم و گسترده آمریکا قرار ندارد. فاصله جغرافیایی، پیچیدگیهای عملیاتی و چندلایه بودن مسیرها باعث میشود که یک اقدام محدود اما دقیق در این منطقه، اثر بازدارنده بیشتری نسبت به یک انسداد کوتاهمدت در هرمز داشته باشد. تجربیاتی مانند حمله به تأسیسات آرامکو و رخداد فجیره نیز نشان داد که یک ضربه محدود، اگر به درستی طراحی شود، میتواند محاسبات امنیتی طرف مقابل را تغییر دهد؛ زیرا پیام آن این است که هیچ مسیر انرژی کاملاً امن نیست.آذربایجان در این میان یک نقطه کلیدی محسوب میشود. از یک سو، بارها ادعا شده که رژیم صهیونیستی از خاک و زیرساختهای اطلاعاتی این کشور علیه ایران استفاده کرده است و از سوی دیگر، سوابقی مانند استفاده از پهپاد هرمس از نخجوان برای عملیات علیه نطنز، این نگرانی را تقویت کرده که فشار از شمالغرب نیز وجود دارد. در چنین شرایطی، ایران از نظر سیاسی و امنیتی دست خالی نیست و میتواند فشار متقابل را دقیقاً در همان نقطهای تعریف کند که اسرائیل حساسیت بیشتری دارد: انرژی.نکته مهمتر دیگر این است که تنش در خزر میتواند برای ایران اهرم چانهزنی ایجاد کند، زیرا رژیم حقوقی خزر هنوز به طور کامل نهایی نشده است. این بدان معناست که هرگونه جابهجایی امنیتی، وزن سیاسی طرفها را نیز تغییر میدهد. زمانی که ایران نشان دهد ثبات این پهنه بدون در نظر گرفتن منافع تهران ممکن نیست، میتواند در مذاکرات مربوط به سهم، عبور، امنیت، کشتیرانی و بهرهبرداری، دست بالاتری پیدا کند. به عبارت ساده، هر قدر خزر از حالت «آب آرام و قطعیشده» خارج شود، ایران میتواند این پیام را بدهد که برای حفظ آرامش در این منطقه، باید امتیازاتی داده شود.ترکیه نیز باید با دقت و حسابشده مورد توجه قرار گیرد. نفت آذربایجان از خزر از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان به بندر جیهان میرسد، از آنجا با نفتکش وارد دریای مدیترانه شده و سپس به سمت بندرهای رژیم صهیونیستی حرکت میکند. این بدان معناست که زنجیره تأمین انرژی اسرائیل تنها به خلیجفارس وابسته نیست، بلکه به قفقاز و گلوگاه ترکیه نیز گره خورده است. از این زاویه، اگر تنش در خزر محدود و کنترلشده باشد، ترکیه احتمالاً به اعتراض سیاسی بسنده خواهد کرد، زیرا مداخله عملی برایش هزینه دارد و منافعش را به خطر میاندازد. به همین دلیل، بازدارندگی مؤثر تنها به ضربهزدن به طرف اصلی محدود نمیشود؛ باید کاری کرد که ائتلافهای پشتیبان نیز از ورود به میدان بترسند.جمعبندی نرخ روز:وابستگی فزاینده اسرائیل به نفت آذربایجان، که بخش قابل توجهی از واردات انرژی آن را تشکیل میدهد، نشاندهنده آسیبپذیری این رژیم در مسیرهای انرژی قفقاز و خزر است. برخلاف تنگه هرمز که تحت نظارت گستردهتر است، منطقه خزر میتواند با اقدامات محدود اما دقیق، تأثیر بازدارنده بیشتری داشته باشد. این رویکرد نه تنها میتواند امنیت انرژی اسرائیل را به چالش بکشد، بلکه اهرم چانهزنی سیاسی برای ایران در مذاکرات مربوط به رژیم حقوقی خزر ایجاد میکند و ائتلافهای پشتیبان را نیز از مداخله باز میدارد.


